هوش تجاری و هوش مصنوعی برای بعضیها اصطلاحاتی جذاب و پرطمطراق هستند. برای همین به هر شکل شده تلاش می‌کنند به گونه‌ای حداقل یکی از این دو را در کسب و کار خود بگنجانند. کمی جلوتر می‌روند. ناگهان شکست می‌خورند. البته این موضوع فقط برای کسانی که با این دید دست به استفاده از هوش تجاری و هوش مصنوعی می‌نند رخ نمی‌دهد. بلکه همه این پروژه‌ها عنقریب است که با شکست مواجه شوند. آشنایی با ریشه این شکستها می‌تواند برای شما هم مفید باشد. پس سوال اصلی این است که چرا پروژه‌های هوش تجاری یا هوش مصنوعی شکست می‌خورد؟

اگر با هوش تجاری و هوش مصنوعی می‌خواهید بیشتر آشنا شوید از این دو نوشته استفاده کنید

با خانواده بیزی هوش آشنا شوید

هوش مصنوعی را به خدمت بگیر  

پروژه هوش؟

ممکن است ابتدا این سوال پیش آید که اصلا چه ارتباطی میان هوش تجاری و هوش مصنوعی است که قرار است یک جا به هر دو پرداخته شود؟ قصه این است که ریشه‌هایی که قصد توضیح آنها را دارم، در هر دو مطرح است. نه فقط در این دو بلکه در همه پروژه‌های حوزه فناوری اطلاعات و توسعه نرم‌افزار هم می‌توان گفت که ریشه شکستها علل مشابهی دارد. بدین ترتیب نیاز است که توجه جدی به این عوامل و ریشه‌ها بشود.

ممکن است این سوال پیش آید که آیا می‌توان مشکلات منجر به شکست همه این حوزه را یکسان دانست؟ و آیا می‌توان برای همه این حوزه‌ها نسخه مشابه پیچید؟

چرا پروژه‌های هوش تجاری یا هوش مصنوعی شکست می‌خورد؟

در جواب باید دانست که همه این موارد از جهاتی با هم اشتراک دارند. همه آنها یک هدف مهم دارند و آن سپردن بخشی از کارها و وظایف به کامپیوتر و ماشین است. و از نظر اجرایی، در اکثر قریب به اتفاق آنها نیاز است که تعاملی مناسب میان انسان و کامپیوتر شکل بگیرد. به نحوی که نیازمندیهای انسان برطرف شود. از طرفی، انسانها عموماً مانند کامپیوترها نیستند که با موضوعات، برنامه‌ریزی‌شده برخورد کنند. بلکه ممکن است رفتارهای متفاوتی در شرایط مختلف داشته باشند. این مسائل می‌تواند بر موفقیت یک سیستم کامپیوتری (بخوانید هوش تجاری، هوش مصنوعی، سیستم اطلاعاتی یا یک نرم‌افزار) سایه بیفکند.

 

چرا پروژه‌های هوش تجاری یا هوش مصنوعی شکست می‌خورد؟

برای پاسخ به این پرسش مهم، باید این چهار ناکامی رایج در حوزه فناوری اطلاعات (توسعه نرم افزار و سیستمهای اطلاعاتی) را مد نظر قرار داد:

1- ناکامی انطباق

ناکام ماندن محصول یا سیستم نهایی در انطباق با ویژگی‌های از پیش تعیین شده است. به عنوان مثال شما یک سیستم هوش تجاری راه‌اندازی کرده‌اید که نمودارهای مربوط به شاخص‌های عملکرد واحدهای شرکت را پایش کنید. اما BI شما هنوز نمی‌تواند بخش نمودارها را به منابع داده وصل کند. پس در انطباق با یک ویژگی مهمی که اصلا برای آن توسعه یافته، ناکام می‌ماند.

2- ناکامی فرایند

به ناکامی در فرایند توسعه بر می گردد. این نوع ناکامی معمولاً به شکل افزایش هزینه‌های توسعه و یا ناتوانی در تکمیل محصول یا سیستم در زمان مقرر بروز می‌کند. البته ممکن است گمان کنید که بعد از بروز چنین ناکامی، می‌توان با زمان بیشتر دادن یا تخصیص بودجه مناسب بر آن فائق آمد. البته که اگر چنین هم شود، عوارض روانی که دامن‌گیر کاربران می‌شود می‌تواند کشنده‌تر باشد. همچنین برای استارتاپها، می‌تواند به معنای از دست دادن همه چیز باشد. زیرا برای استارتاپها، زمان ورود به بازار (تایمینگ) بسیار حائز اهمیت است.

3- ناکامی تعامل

زمانی که کاربران از ویژگی‌های سیستم استفاده می‌کنند اما در تعامل با آن امکاناتی که وجود دارد، دچار مشکل می‌شوند ناکامی تعامل روی می‌دهد. به عنوان نمونه خاطرم است که یکی از نرم‌افزارهای مسیریابی را مورد استفاده قرار دادم. به یک دو راهی که رسید یک بار گفت به چپ بپیچید یک بار گفت به راست بپیچید!! من و سیستم در تعامل با هم دچار مشکل شدیم.

تجربه کاربری ناموفق

4- ناکامی انتظارات

سیستم بر اساس یک سری ویژگی‌هایی تکمیل‌شده و در اختیار کاربران قرار می‌گیرد. کاربر با توجه به نیازمندی خود و درکی که از سیستم پیدا کرده با آن کار می‌کند. اما می‌بیند که بعضی از انتظاراتش را سیستم نمی‌تواند تامین کند. به عنوان مثال امروزه ما از یک فروشگاه الکترونیکی توقع داریم زمانی که خریدی انجام میدهیم ما را از وضعیت سفارش و روز و ساعت ارسال کالا باخبر کند. اگر آن وبسایت چنین چیزی نداشته باشد، دچار ناکامی انتظارات شده است.

 

مثال برای هوش مصنوعی

فرض کنید می‌خواهید در چهار ماه و با بودجه 100 میلیون تومان یک سیستم پیشنهاد دهنده مجهز به هوش مصنوعی توسعه دهید که به خانمهای خانه‌دار به طور اتوماتیک برای هر روز پیشنهاد کند که چه غذایی بپزند. پروژه پنج ماه با بودجه 100 میلیون تومان تکمیل شده است. سیستم تا اینجا ناکامی فرایند دارد. به محصول که نگاه می‌کنید می‌بینید که سیستم به طور اتوماتیک کار نمی‌کند بلکه کاربر باید هر روز بیاید و آن را رفرش کند. پس ناکامی انطباق هم دارد.

کاربر با آن کار می‌کند و متوجه نمی‌شود که هر روز باید دکمه رفرش را بزند. پس سیستم هر روز دارد قرمه سبزی پیشنهاد می‌دهد. این ناکامی تعامل است. خانم خانه‌دار با بعضی از غذاها مواجه می‌شود که طرز تهیه آنها را نمی‌داند اما انتظار دارد سیستم او را مواد خام و نحوه طبخ غذا مطلع کند. متاسفانه گویا سیستم ناکامی انتظارات هم دارد. اگر شما چنین کسب و کار داشته باشید، انتظار دارید ناگهان بازار را قبضه کنید؟

پیشنهاد دهنده غذا
امیرمحسن کریمی مجد
karimimajd@busihoush.ir
مدرک دکتری را در رشته مهندسی صنایع گرایش مهندسی سیستمهای اقتصادی اجتماعی در سال 1396 از دانشگاه علم و صنعت دریافت کرده ام. در دوره دکتری حوزه پژوهشی من حوزه تحلیل شبکه های اجتماعی بوده است. دو کسب و کار به همراه دوستانم در حوزه‌های داده کاوی و هوش تجاری راه اندازی کرده ام. در دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد در دانشگاههای تهران و امیرکبیر، در پروژه های گوناگونی در حوزه سیستمهای اطلاعاتی و هوش مصنوعی شرکت داشته ام.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *